+نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۴ساعت18:49توسط محمد (بوشهریا) |

حاج حبیب چاهشوری

نوحه خوانی سنتی بوشهری

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت21:13توسط محمد (بوشهریا) |
سلام بر بوشهر

بوشهریا

سلام بر همشهریان عزیز

سوم شهریور تولد برادرمه شعری رو تقدیمش می کنم:

نفسی کوچک بود و
حریر نازک مهتاب بود و
فواره باغ بود
چون زاده شدم
چشمانم به دو برگ نارون می‌مانست
رگانم به ساقه نیلوفر
دستانم به پنجه افرا
و روحی لغزنده
به سان باد و برکه!
به گونه باران
و من
ای طبیعت مشقت آلوده
ای پدر!
فرزند تو بودم

تولدت مبارک برادر

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت22:34توسط محمد (بوشهریا) |
بوشهرسلام همشهری

محمد بوشهریا

سلام همشهری

خیلی وقته پیدا نبودم

بعد از مدتها اومدم باز شروع کنم

دل تنگ نظراتتونم

((محمد بوشهریا))

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ساعت14:29توسط محمد (بوشهریا) |
چهار محل بوشهر
سلام به بچه های پاک بوشهر زمین بعد از مدتهای طولانی برگشتیم.

عکسی از یه گولی یا گربه که تو نرده یکی از خونه های چهار محل ( محله کوتی) ایستاده تا ازش عکس بگیریم.

ایشالا هوا بهتر بشه چند تا عکس زیبا بگیرم دلم تنگتونه عزیزان پیام بدید تا از این حالت در بیام.

بوشهریا

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱ساعت21:55توسط محمد (بوشهریا) |
بوشهر

بهار خنده كرد و ارغوان شكفت، در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير

سلام بوي عيدي و بهار و تابسون و گرما و شرجي...

سال ۹۰ تموم شد بوا رف به خاطره ها پيوست هميطور ميا و ميره همينه عمر آدمي...

ايشالا كه سال ۹۱ سالي بدون استرس و درد و غم و دلشوره براي شما باشه و هميشه رو لبتون خنده باشه و شاد باشين و مردمه بخندونين، نه اينكه مثال اين شعر باشه ها:

گريه در چشمان من طوفان غم دارد ولي         خنده بر لب ميزنم تا كس نداند درد من

ايشالا كه طوفان غماتون تو همي سال قطع بشه و يا حداقل باد كمي باشه  

راستي پارك زيباي باسيدون يا سيادت ۲هم افتتاح شد كه خيلي قشنگ شده ايشالا بييين ببينين از نزديك اينم عكس همي پاركه

خوش باشين و عيدتون مبارك 

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ساعت19:59توسط محمد (بوشهریا) |
هیچ مگو

آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو

اومديم بوا سلام جون

خيلي وقت بود كه به خاطر ماه محرم و صفر درگير سايت ديگري بوديم غافل از وبلاگمون شديم و نتونستيم خدمت برسيم.گردو خاكي كه نشسته بود تو وبلاگ شكر خدا بارونكو زد و پاك پاكش كرد.

اصلا حوصله چي نوشتن ندارم از بس نوشتيم و هيچ نشد همين چند بيت شعره بنويسم و وسلام

 برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم

که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند،

گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشیمان بشنود،

برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم.

+نوشته شده در جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ساعت18:37توسط محمد (بوشهریا) |
سلام دهه محرم هم تموم شد ايشالا مروات همه سال باشه

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۰ساعت9:57توسط محمد (بوشهریا) |
خوش سكوت

سلام.تا بخوام يه عكس با يك مطلب بنويسم با اين مشغله كاري خيلي سخته .عکس زیبا در روز بارانی از دریای زیبای بوشهر برای شما گذاشتم.

اومدن گفتن كه به خاطر اينكه بوشهر منطقه مرزیه حق مرزي بايد برقرار بشه صد، صد و خورده اي به حقوق كارمندان افزوده شد ما هم خوشحال و سرخوش رفتيم وامي گرفتيم و برنامه ريزي كرديم .نامه از ديوان محاسبات  اومد كه بابا حق مرزي شامل فقط انگالي و ليراوي و يكي دو جاي ديگه كه فكر نكنم اداره اي هم توش باشه ميشه.اومدن حق مرزي رو ازمون برداشتن گفتن آخه خوزستان و هرمزگان هم سروصدا كردن كه ما هم ميخوايم ما هم خليج فارس داريم پس مرزیم .بعدش هم فهميديم كه حق گردوغبار دارن ميدن به خوزستانيا.يا نميداديد يا حالا كه داديد دستش نمیزدید. والا

اصلا صداي يك نماينده اي هم بلند نشد كه دفاع بكنه از حق كارمندان بوشهر. مشتي نماينده خوش سكوت.نميدونم چرا نمايندگان بوشهر هميشه در سكوت تشريف دارند متاسفانه هيچ براي گفتن ندارن نميدونم

منم سكوت كنم بهتره تو این اوضاع احوال

سکوت به معنای فضای ژرف فرزانگی!...

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ساعت22:53توسط محمد (بوشهریا) |
اولین باران بارید

سلام اولین باران سال در ۱۵ آبان۹۰ بارید ایشالا که مداومت داشته باشه

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۰ساعت0:0توسط محمد (بوشهریا) |